حماسه های شور
 
لبیک یا خامنه ای

روش تدریس قران کریم

مهارت های قبل از تدریس:

تعریف تدریس : فعالیت هایی که توسط مربی برای تغییر در باور واندیشه ،علاقه ورفتار متربی برنامه ریزی و به صورت رابطه ای متقابل مربی ومتربی پیاده میشود

روش تدریس :تدبیر و ابتکار مربی برای دست یابی به هدف های آموزشی

 

مهارت های تدریس :

قبل از تدریس: – نیت مربی ،طهارت و پاکیزگی،تقویت علاقه به تدریس، مطالعه و تسلط کافی بر موضوع درس،داشتن مطالعه جنبی ،طراحی آموزشی(سنجش آغازین ،هدف نهایئ تدریس(تعریف هدف.تعیین هدف های آموزشی .تجزیه هدف های کلی به جزیی،هدف های رفتاری)) ،طرح درس (سه ماهه ،ماهانه هفتگی ،روزانه)، ارائه ی درس ،فعالیت های تکمیلی ،انتخاب مواد و وسایل آموزشی و کمک آموزشی (رسانه ها)، ارزشیابی

مهارت های ضمن تدریس : – روش های تدریس )روش حفظ و تکرار ،روش سخنرانی (مراحل سخنرانی ،عوامل موثر در سخنرانی )، روش فعال(.محور قرآن اموز)، روش پرسش و پاسخ (فرصت سوال . انواع پرسش) روش نمایشی ،روش دستیاری ،روش ایفای نقش (تاتر) ، روش گردش علمی ،روش بحث گروهی ، روش داستان گویی ،روش حل مساله(مراحل – بیان مساله ،جمع آوری دلایل ،فرضیه سازی ،آزمون فرضیات ،نتیجه گیری )

کار آمد ترین روش تدریس : تلفیق دو یا چند روش

  • مهارت اجرای آزمون رفتار ورودی: مربی با سنجش اولیه ،سطح معلومات را اندازه گیری و سپس محتوای مناسب را ارائه و تدریس مینماید
  • مهارت برقراری ارتباط:(عوامل بر قراری ارتباط :پیام دهنده ،پیام گیرنده ،وسیله ی پیام ،شرایط محیطی ،خود پیام )
  • مهارت تمرکز بخشی: عوامل ایجاد تمرکز در متربی : صدای مربی ،حرکت در کلاس ،توجه دادن کلامی و غیر کلامی ،ایجاد تنوع ،سکوت .
  • شیوه ی برخورد با قرآن آموز :داشتن طمانینه و وقار مربی
  • مهارت آماده سازی :هدف آماده سازی متربی با تمرکز حواس ، معرفی ضمنی درس ، ایجاد علاقه ، انگیزه و کنجکاوی برای درس آینده
  • مهارت در انتخاب روش ارائه ی درس جدید (بخصوص تلفیقی )
  • مهارت جمع بندی :جمع بندی تلخیصی(مروری) و کاربردی
  • مهارت برقراری انضباط:مسائل انضباطی ناشی از مربی ،متربی
  • استفاده از لوازم کمک آموزشی
  • تدریس در سطح علمی قرآن آموزان
  • پرسش و پاسخ
  • تشویق:تشکر و اظهار رضایت ،ستایش در جلوی دیگران ،دادن جایزه
  • استفاده از تخته سیاه یا وایت برد
  • محیط آموزشی:شناخت و استفاده از فضاهای دیگر در خارج کلاس
  • شروع و پایان کلاس
  • نظرسنجی
  • درنگ نمودن درکلاس پس از پایان درس
  •  

مهارت های پس از تدریس:

  • مهارت های پس از تدریس
  • فعالیت های تکمیلی

ارزش یابی: تشخیصی ،تکوینی(مرحله ای)پایانی انواع سوالات :عینی :صحیح و غلط ،جور کردنی ،چند گزینه ای،کوتاه پاسخ ،انشائی یا تشریحی ،آزمون عملی

 

ارزش یابی تدریس (شناخت ضعف و قوت مربی)

نکات مورد ارزشیابی مربی:

  • میزان مهارت در شروع درس و مطالب آماده سازی
  • ارزشیابی تشخیصی
  • کیفیت بیان و حرکات مربی و تناسب آن با کلاس
  • میزان توانایی ایجاد ارتباط صحیح با قرآن آموزان
  • مهارت پرسش و پاسخ
  • مهارت توضیح و ارائه مطالب درس
  • کیفیت استفاده از تخته و خط زیبا
  • میزان استفاده از روش های تدریس و تناسب آن با موضوع درس
  • میزان استفاده از وسایل کمک اموزشی
  • میزان تسلط بر درس
  • میزان مشارکت متربیان در کلاس
  • میزان استفاده از مهارت تشویق
  • میزان آمادگی قبلی مربی و داشتن طرح درس و اجرا دقیق ان
  • میزان خلاقیت مربی در ارائه محتوای درس
  • میزان تسلط مربی در ایجاد نظم در طول تدریس
  • مهارت جمع بندی و نتیجه گیری پایانی
  • میزان استفاده از وقت در طول تدریس
  • میزان ایجاد علاقه و ابتکار در متربی
  • میزان توجه به مسائل اخلاقی و تربیتی
  • کیفیت ارزشیابی پایانی و تناسب آن با زمان و موضوع درس


ادامه مطلب


 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 مرداد 1394  توسط a.z

به نام یگانه خالق هستی

کار برای خدا

از آنجا که برام سوال پیش آمده بود که خوب، کار برای خدا یا برای خدا کار کردن یعنی چه؟ برای یافتن پاسخ خیلی جستجو کردم ولی نتونستم یک تعریف جامع و کامل براش پیدا کنم. اما جملات خیلی قشنگی در این رابطه پیدا کردم. نهایتا اومدم نشستم و از این صحبت ها یه سری شاخصه ها و ویژگی ها برای کار برای خدا در آوردم. در زیر هر کدام از موارد رو مینویسم و مستند اون رو هم میارم. انشالله که مفید واقع بشه:

۱-کاری که برای خدا باشد توسط کننده آن اظهار نمی شود:

شهید حسین خرازی:اگر کار برای خداست، گفتنش برای چیست.

۲-كار برای خدا و برای خدا كار كردن با هم متفاوت هستند.

شهید آوینی: کارتان را برای خدا نکنید، برای خدا کار کنید. تفاوتش فقط همین قدر است که ممکن است حسین در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا…!

۳-برای اینكه بتوانیم برای خدا باشیم، باید از داشته ها و تعلقات دنیوی مان بگذریم. و برای ترك تعلقات و رسیدن به رضای الهی باید همیشه دلمان و وجودمان و همه چیزمان با خدا باشد و هر لحظه با یاد او باشیم.

شهید همت: برای این كه خدا لطفش و رحمتش و آمرزشش شامل حال ما بشود و برای این كه از همه چیزمان بگذریم باید شبانه روز دلمان و وجودمان و همه چیزمان با خدا باشد، این قدر پاك باشیم كه خداوند از ما راضی باشد.

۴-كسی كه برای رضای خدا كار می كند هرگز شكست نمی خورد چراكه پیروزی در درون رضای خدا نهفته است و كسی كه هدفش رضای خداست فقط به فكر انجام وظیفه است. نتیجه هر چه باشد.

امام خمینی: اگر کار برای خدا باشد که شکست ندارد.

شهید همت: …و همه چیز (باید) برای رضای خدا باشد كه اگر شد پیروزی درونش است چه بكشیم چه كشته بشویم. اگر این چنین باشیم پیروزیم، و هیچ ناراحتی نداریم و شكست برای ما معنا ندارد.

۵- كسی كه برای رضای خدا كار می كند هر گز مغبون و متضرر نمی شود چرا كه برای كسی كار می كند كه سریع الحساب است و ذره ای از عمل خیر هم از چشمش نمی افتد و یا مثل انسان ها دچار فراموشی نمی شود. برعكس انسانها كه….

آیت الله حكیم همیشه می گفتند : « برای خدا کار کنید ، اگر برای انسان ها کار می کنید ، بدانید که انسان از نسیان خلق شده است و فراموش خواهد کرد . پس برای خدا کار کنید و هر قدمی برمی دارید برای خدا باشد تا مغبون نشوید » .

۶-كسی كه برای رضوان الهی عملی انجام می دهد نباید هیچ چشم داشت و توقعی از مردم برای تشكر و قدردانی و… داشته باشد.

امام خمینی: اگر این راه را برای خدا می روید، اگر این طریق را برای خدا طی می کنید، افسرده نباشید از این که به شما اعتنا نمی شود؛ خداوند به شما عنایت دارد. کوشش کنید که راه برای خدا باشد، کوشش کنید که چشمتان را از مخلوق، از ما سوای خدا ببندید. توجه تان به این نباشد که اگر خدمتی برای خدا می کنید، دیگران پیش شما بیایند تواضع کنند.

۷-فردی كه در جهت رضای خداوند كار می كند و به فكر رضای خداست، باید تسلیم مشیت الهی باشد، چه سخت و چه آسان. بلكه تمام سختی ها و مشكلات برایش چون عسل شیرین باشد.

امام راحل: عمده، مشیت خداوند است که هرچه او بخواهد، همان، خوب است و چون عسل شیرین و باید با آغوش باز، پذیرای آنچه او می‌خواهد باشیم و از هیچ چیز نگران نباشید.

یا جمله حضرت زینب سلام الله علیها در خطبه معروفشان(بعد از واقعه عاشورا) كه فرمودند: ما رایت الا جمیلا!

۸-شخصی كه در جهت قرب خدا عمل می كند، افسرده نمی شود، نمی ترسد، شك نمی كند، مایوس نمی شود، متزلزل و خسته هم نمی گردد.

امام خامنه ای: پیروزى جزو نعمتهاى خداست و امام به پیروزى علاقه مند بود نه این كه علاقه مند نبود یا بى رغبت بود اما آنچه او را به سوى آن هدفها پیش ‍ مى برد، تكلیف و عمل به وظیفه ى الهى بود؛ براى خدا حركت كردن بود. چون انگیزه ى او این بود، لذا نمى ترسید؛ شك نمى كرد؛ ماءیوس نمى شد؛ مغرور نمى شد؛ متزلزل و خسته هم نمى شد. اینها خاصیت عمل به تكلیف و عمل براى خداست .

۹-چنین كسی اعتماد به نفس و اطمینان بالایی دارد و همین پشتوانه باعث قدرت و استقامت بالای او در برخورد با مسائل شده و لذا پیروز می گردد.

حضرت امام خمینی: اگر قیام برای خدا باشد، پشتوانه خدا باشد، یك طمأنینه ای در نفس پیدا می شود كه دیگر شكست توی آن نیست؛ یك حالت نفسانی در انسان پیدا می شود برای اینكه به یك قدرت لایزال متصل شده است.

۱۰-اگر كار برای خدا باشد، راه برای انسان باز می گردد و بن بست وسرخوردگی و یاس وجود ندارد.

دكتر احمدی ن‍‍ژاد: اگر كار برای خدا شد، راه برای انسان باز می‌شود و بن‌بست و سرخوردگی و یاس وجود نخواهد داشت و در چنین صورتی حتی هر روز و هر لحظه افق و دریافت متعالی و جدیدی پیش روی انسان قرار خواهد داشت و…

۱۱- چنین شخصی همیشه با طراوت و با نشاط و نو خواهد بود.

دكتر احمدی ن‍‍ژاد: اگر كار برای خدا باشد…. و انسان همیشه با طراوت و نو خواهد بود. چه‌ آنكه حضرت امام(ره) در سن ۸۹ سالگی طراوت یك جوان ۲۵ ساله را داشتند و هر روز نیز بر طراوت ایشان افزوده می‌شد.

۱۲-كار برای خدا یعنی صفا و خلوص و اخلاص داشتن و گذشتن از منافع مادی و شخصی.

امام خامنه ای: انقلاب ما كه پیروز شد، به بركت صفا و خلوص و اخلاص و كار برای خدا و بلند شدن از سر منافع مادی و شخصی بود.

۱۳-كار برای خدا یعنی نیت اعمال كه روح آن هاست متفاوت می شود اگرچه ممكن است شكل و ظاهر آن فرقی نكند.

امام خامنه ای: در اسلام ، به جهت كار خیلی توجه شده است . مثلاً‌ در عبادات می گویند : باید قصد قربت كرد. قصد قربت ، یعنی همان جهت گیری و این كه انسان كار را برای خدا انجام دهد و در جهت رضای الهی باشد. شاید ظاهر و شكل مادی كار ، خیلی هم فرق نكند. روح كار فرق می كند.

۱۴-انجام كارها برای خدا باعث هدر رفتن زحمات شیظان (و كوتاه شدن دست او از نفوذ و فاسد كردن اعمال) می گردد.

گوینده نامشخص ولی جمله منطقی و به جایی است: برای خدا ازدواج کردن نتیجه اش هدررفتن زحمات شیطان است.

۱۵-كسی كه برای رضای الهی می خواهد كاری بكند، تعیین تكلیف نمی كند، بلكه دنبال تكلیف وارده در هر لحظه می گردد تاهمان را انجام دهد(هر چه باشد).

گوینده نامشخص ولی جمله منطقی و به جایی است: در محضر حضرت حق سعی کنیم تکلیف خودمان را بفهمیم نه اینکه برای خدا تعیین تکلیف کنیم.

۱۶-برای انجام كار ها برای خداوند باید ابتدا از ظلمت ها وتاریكی ها بیرون برویم. وادعیه انسان را رد این راه بسیار كمك می كنند.

امام خمینی(ره): این ادعیه انسان را از این ظلمت بیرون می برد. وقتی كه از این ظلمت بیرون رفت، انسانی میشود كه برای خدا كار می كند ، كار می كند اما برای خدا ، شمشیر می زند برای خدا، مقاتله می كند برای خدا ؛ قیامش برای خداست.نه این است كه ادعیه انسان را از كار باز می دارد.

۱۷-خداوند به كاری كه برای او باشد بركت می دهد، یعنی كمك كرده، كم ها را بسیار بالا برده و رشد می دهد.

امام خامنه ای: كار خودتان را جهاد فی‌سبیل‌اللَّه بدانید؛ احساس خستگی نكنید و….. خدای متعال هم بركت خواهد داد. خدای متعال به آن تلاشی، به آن كاری، به آن نیت و عزمی كه در این جهت باشد، حتماً بركت می‌دهد و كمك می‌كند؛ كما اینكه در طول این سی و دو سال تا امروز خدای متعال به ما كمك كرده. بدون اراده‌ی الهی، امكان نداشت یك ملتی بتواند در مقابل استكبار جهانی بایستد.

۱۸حتی كارهای خیر و خوب هم ارزششان به خلوص آنها بستگی دارد و در راه خدا حتی به اندازه خردلی هم نباید انحراف نیت داشته باشیم.

آیت الله علم الهدی: ارزش كار خیر به خلوص نیت و انجام این عمل برای رضای خدا است.

قسمتی از وصیت نامه شهید جمال دشوری:…اینرا بدانید، عمل اگر خالص باشد نتیجه آن پرثمر خواهد بود پس برای تمام موضعگیریها خدا را بیاد آورید و بدانید كه اگر ذره حتی به اندازه خردلی انحراف نیت داشته باشید در روز قیامت جوابی برای خدا نخواهید داشت.

۱۹- انسان باید كارهایش را برای رضای خدا انجام دهد تا مستحق پاداش گردد.

آیت الله علم الهدی: مومن باید زرنگ و باهوش باشد، یعنی هر کاری را برای رضای خدا انجام دهد تا پاداش اخروی شاملش شود.

۲۰- در انجام دادن كارها برای خدا یك سری عواملی هستند كه به آنها ضریب می دهند و حتما باید آنها را در نظر گرفت از جمله زمان و مكان و شرایط سیاسی، عاطفی و… وگرنه چه بسا عملی ظاهرا برای خدا باشد اما بی ثمر و نابجا.

حجة الاسلام قرائتی:..اما كار برای خدا، یك چیزهایی ضریب كار برای خدا را بالا می‌برد. مثلاً آب دادن به تشنه فرق می‌كند با آب دان به سیر. یا آب خنك در تابستان دادن با آب خنك دادن در زمستان فرق می‌كند. زمان فرق می‌كند یكبار جلوی شاه می‌گویی مرگ بر شاه یكوقت می‌روی سر قبر شاه می‌گویی مرگ بر شاه دیگر فایده‌ای ندارد زمان ارزش كار را پائین و بالا می‌برد.

 



ادامه مطلب


 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 مرداد 1394  توسط a.z
 

کتابخوانی

گزینش کتاب مناسب

اطلاعاتی که کودک امروزی دریافت می کند، همچون سیلاب بهاری است که دانه های گوناگون را برای باروری در زمین آماده ی ذهن کودک به همراه دارد.  این که کدام یک از این دانه ها جوانه  بزند بستگی به غذایی است که به آن دانه داده می شود.  برای بارور کردن ذهن کودک باید غذای مناسب به او داد. کتاب همان غذایی است که باید به درستی و همسو با نیاز کودک و نوجوان گزینش شود.
کتابی که به کودک ونوجوان  اجازه ی اندیشیدن  و  تخیل  می دهد،‌ کتابی که در آن نویسنده با کودک همراه می شود و به کشف شگفتی های دنیای پیرامون  می پردازد،‌ کتابی که مهربانی و احترام به انسان را ترویج می کند، تلاش، منطق و گذشت را به عنوان ارزش ها ی انسانی تبلیغ می کند،‌ کتابی مناسب برای کودک و نوجوان است.
کتابی که به تخیل کودک میدان بدهد و کودک با خواندن آن فرصت زندگی در دنیای آرزوها را پیداکند، کتابی است که به نیازهای روحی کودکان در مراحل مختلف رشد پاسخ می دهد.
مهم تر از همه  کتابی که لذت خواندن را برای خواننده ی  خود به ارمغان آورد،‌ می تواند عشق به خواندن را در کودکان ونوجوانان پایدار سازد.
مروج باید توجه کند کتاب هایی برگزیند که در موقعیت ها و زمان های متفاوت نوشته شده باشند تا کودک از تجربه های گوناگون  وپر کشش جهان  بهره مند شود.

 

 ایجاد انگیزه برای خواندن:

برای تقویت انگیزه ی خواندن در کودکان و نوجوانان مروج باید حتما از پیش کتاب را علاوه بر خواندن، بررسی هم کرده باشد وآن چه را با نیازهای روحی گروه سنی مخاطب هماهنگ است، انتخاب کند .منابع لذت در کتاب را  بیابد و از روش ها ی  نو و خلاقانه  یاری بگیرد تا برای کودک فضایی شوق انگیز همراه با  سرگرمی و بازی فراهم کند.
او باید محیطی تخیل برانگیز فراهم آورد و به کودک کمک کند که از واقعیت های پیرامون که گاه نامطلوب نیز هست، فراتر رود و حس کنجکاوی و شگفت زدگی اش ارضا شود. مروج باید کتاب را برای کودک دسترس پذیر کند،‌ یعنی امکاناتی فراهم آورد که کودک بتواند کتاب را امانت بگیرد یا بخرد. اگر کتاب در دسترس کودک نباشد، بخش بزرگی از تلاش مروج به هدر می رود و شور و هیجان او فروکش می کند.

 

به کارگیری روش های نو 

بار سنگین آشنا کردن کودکان با جادوی کتاب بر دوش بزرگسالان است. این که کتاب تا چه اندازه بتواند در زندگی کودکان نقش داشته باشد،  به شگردها و تلاش بزرگسالان بستگی دارد. ترویج کتابخوانی فرمول ویژه ندارد و نیازمند ابزار ومکان خاص نیست، اما نوآوری، شوق و عشق و دانش می خواهد.
کودکان را به مزرعه، کنار رودخانه، کوه و جنگل ببرید. بگذارید ببینند، گوش بدهند، ببویند، لمس کنند، شگفت زده یا خوشحال شوند. بدین ترتیب دانش آموزان و مطالعه کنندگان آینده را تربیت و آماده کرده اید.
روش هایی که در بخش بعدی می آید جمع بندی تجربه های برخی مروجان  کتابخوانی است که در تشویق کودکان به مطالعه موفق بوده اند. شما نیز می توانید با نوآوری های خود به این تجربه ها بیفزایید.

 

منبع: کانون کتابخوانان صالحین (ksalehin.ir)

 



ادامه مطلب


 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 مرداد 1394  توسط a.z

دنیای ارتباطات امروز با همه گیر شدن امکانات فضای مجازی مفهوم مکان را کمرنگ کرده است و اینترنت، برتری تأثیرگذاری خود را در جامعه نشان داده به طوری که گروهی در آن سر دنیا به راحتی می‌توانند برای فرهنگ افرادی که در تسلط مکانیشان نیستند برنامه ریزی کنند و در نهایت با هدایت و کنترل از راه دور و بدون تبلیغات مستقیم در فکر و فرهنگ دیگران نفوذ کنند. به جرئت می‌توان گفت، مرکز ثقل این تأثیر روی نسل جوان در حال رشد، یعنی جوانان و نوجوانان است که هم می‌تواند فرصت باشد هم تهدید؛ این پدیده‌ی تناقض آلود ممکن است تحول مثبت ایجاد کند یا مسموم‌ترین و آسیب زا ترین فضای فرهنگی و تربیتی را نیز در درون خود داشته باشد.
3080_family.jpg

 

نوجوانان و خطر هرج و مرج فرهنگی – اخلاقی در اینترنت
باید توجه داشت که در حال حاضر بیش از ۱۲ میلیون نوجوان زیر ۱۸ سال در ایران از این دنیای مجازی استفاده می‌کنند و به دلیل استفاده راحت از اینترنت و اپلیکیشن های رایگان جذاب و همچنین پایین آمدن قیمت گوشی‌های اندروید، همه این افراد در معرض آسیب‌های جدی ناشی از این هرج و مرج فرهنگی – اخلاقی در اینترنت قرار گرفته‌اند و خانواده‌ها نیز با تصور اینکه دولت و مسئولین فرهنگی و آموزشی، در اجرای وظایف قانونی خود متعهد هستند و وجود محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی نسل جوان از دغدغه های آنان است، فرزندانشان را در این فضای بدون بزرگ‌تر تنها می‌گذارند، غافل از اینکه دسترسی فرزندانشان به این امکانات هیچ تفاوتی با دسترسی خودشان ندارد و قبل از بلوغ فکری فرزندانشان وارد فضای آسیب‌زای تربیتی می‌شوند.
متأسفانه با توجه به پژوهش‌های انجام شده بخش عمده‌‌ای از پدر و مادران از خطرهائی که فرزندانشان در اینترنت با آن مواجهند، اظهار بی اطلاعی می‌کنند.
کارشناسان علوم اجتماعی به پدر و مادرها هشدار می‌دهند که نباید نظارت بر فرزندان خود را حین حضور در فضای مجازی نادیده بگیرند.

انواع قوانین محافظت از کودکان در فضای مجازی
باید خاطر نشان کرد، بر اساس بند یک اصل سوم قانون اساسی از وظایف قانونی دولت است که محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی ایجاد کند و نه تنها در ایران بلکه همه کشورها به طور متفق‌القول بر عدم دسترسی کودکان به سایت‌های غیر اخلاقی تاکید داشته و برنامه ریزی برای فضای مساعد تربیت از موضوعات با اهمیت در جهان است.
از آنجا که نمی‌توان مانع از بارگذاری مطالب خلاف عرف و اخلاق در فضای اینترنت شد و هر کسی قادر به چنین کاری است، تدوین گران ضوابط و قوانین این شبکه جهانی سعی می‌کنند با ایجاد فیلترهایی دسترسی به تارنماهای نامناسب را به ویژه برای کودکان محدود و یا مسدود کنند.

همه کشورها بر عدم دسترسی کودکان به سایت‌های غیر اخلاقی تاکید داشته و به شیوه های سخت افزاری و نرم افزاری مختلفی برای پیشگیری از دسترسی کودکان به این تارنماها متوسل می‌شوند.
از سوی دیگر فیلترینگ اینترنت در بسیاری از کشورها صورت می‌گیرد و تقریباً تعداد کشورهایی که اینترنت بدون فیلتر عرضه می‌کنند بسیار انگشت شمار است. این فیلتر سازی در زمینه های سیاسی، اجتماعی، امنیتی و ابزارهای اینترنتی و به صورت گزینشی یا سراسری صورت می‌گیرد.

جالب است بدانید آمریکایی‌ها تلاش کردند با تصویب قوانین مختلف از جمله قانون نزاکت ارتباطات Communications Decencey Act دسترسی کودکانشان را به اینترنت محدود کنند و لایحه محافظت کودکان از اینترنت (CIPA) نیز یکی دیگر از مجموعه قوانینی است که کنگره آمریکا برای جلوگیری از دسترسی کودکان به محتوای غیر اخلاقی تصویب کرده است.
کنگره این قانون را برای مسدود کردن محتوای اینترنتی غیر اخلاقی تصویب و شرکت‌های عرضه کننده اینترنت را ملزم کرد با ارائه نرم افزارهایی، اینترنت را در مبدأ شرکت‌های ISP و یا در مقصد – رایانه های کاربران عادی – فیلتر کنند.
این نرم افزارها می‌توانند با یافتن کلمات خاصی در یک آدرس اینترنتی دسترسی به آن سایت را مسدود کنند یا حتی در نمونه های پیشرفته تر، محتوای تارنماها را نیز برای یافتن کلید واژه‌ها و تصاویر تعیین شده بررسی کنند.
بر اساس قانون محافظت کودکان از اینترنت مدارس و کتابخانه‌های عمومی موظف شدند تا براى انجام فعالیت‌هاى اینترنتى، فیلترهاى مربوط به سایت‌های غیراخلاقی، گپ اینترنتی (chat) و شبکه های اجتماعی و انجمن‌های گفت‌وگو را بر روی رایانه های خود نصب کنند.
انگلیس هم نیز از جمله کشورهایی است که دسترسی به سایت‌های نژاد پرستی، تروریستی و غیر اخلاقی برای کودکان را مسدود کرده است.
در این کشور سازمان غیردولتی و غیرانتفاعی «بنیاد نظارت بر اینترنت» فهرستی از وب سایت‌های غیراخلاقی را تهیه و بر اساس آن، دسترسی ۹۸ درصد از کاربران اینترنت را به این سایت‌ها مسدود می‌کند.
کره جنوبی هم شامل آن دسته از کشورهایی است که دسترسی جوانان را به سایت‌های غیر اخلاقی مسدود کرده است.
این موضوع از آن جهت قابل تأمل است که در زمینه های کنترل دسترسی کودکان و نوجوانان از این فضا در ایران تدابیری پیش بینی نشده است و با این وجود مدارس و نظام آموزشی برای تحقیقات علمی به تشویق دانش آموزان از استفاده اینترنت می‌پردازند و دانش آموز را وارد دنیای بدون نظارت بزرگ‌ترها می‌کنند.

3083_family.jpg

 

پیوست فرهنگی، راهی برای کنترل آسیب‌های اینترنت
باید یادآور شد که دولت در اجرای وظایف قانونی در شورای عالی فضای مجازی و قانون اساسی با هدف ایجاد «محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی»، موظف است که اینترنت را کنترل کند.
حالا با وجود این موضوع مهم و تأثیرگذاری آن بر روی آینده سازان کشور شاهد عدم تشکیل جلسات شورای عالی فضای مجازی در این چند ماه اخیر هستیم. هرچند که در اساس‌نامه این شورا آمده که اگر رئیس جمهور نسبت به تشکیل جلسات اقدامی نکرد، روسای دو قوه دیگر می‌توانند درخواست تشکیل جلسه دهند که متأسفانه این امر تاکنون محقق نشده و با وجود تأکیدات رهبری نسبت به مسائل فرهنگی به نظر می‌رسد این موضوع مهم فرهنگی از چشم مسئولین دور افتاده است.

در جلسات گذشته شورای عالی فضای مجازی ابتدا بر مسئله فراهم کردن شبکه ملی اطلاعات تاکید شد، اما امروز شاهدیم که بدون توجه به این موضوع دولت به دنبال افزایش پهنای باند است و وزارت ارتباطات در خصوص فعالیت نسل سوم اپراتور تلفن‌های همراه مجوز داده است.

باید توجه داشت که در کنار توسعه زیرساخت‌های فضای مجازی، پیوست‌های فرهنگی آن را هم در نظر بگیریم تا توانسته باشیم پیشگیری کنیم و نیاز به درمان در سال‌های آتی نداشته باشیم.
هرچند که با دیوار و فیلتر درمانی صورت نمی‌گیرد، اما تدابیر پیشگیرانه ای است که نوجوانان را بیمار نمی‌کند و جلوی بیماری‌های اجتماعی را می‌گیرد. انتظار می‌رود دولت به این مهم توجه ویژه ای داشته باشد و قبل از اینکه برای درمان برنامه ریزی کند اقدامات پیشگیرانه خود را آغاز کند.
 

 

منبع: ایران اسلامی



ادامه مطلب


 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 مرداد 1394  توسط a.z

این روزها زندگی در دنیای مجازی بخش وسیعی از روزمرگی‌های کوچک و بزرگ را در بر گرفته و در دنیایی که بازی با برنامه های تلفن همراه و تبلت و لپ تاپ جای خود را به گرگم به هوا و یک قل دو قل داده است، می‌توان دورهمی های کودکانه در دنیای دیجیتال را یکی از دغدغه های اصلی پدر و مادرها دانست.
با این حال به عقیده روان‌شناسان و متخصصان حوزه علوم آموزشی نمی‌توان میان دنیای دیجیتال و کودکانه های کوچک‌ترها خط قرمز کشید و باید این مسئله را پذیرفت که اگرچه زندگی در عصر فناوری و علاقه‌مندی کودکان به بازی‌های رایانه ای، گاهی اوقات برای بزرگ‌ترها دردسر آفرین می‌شود، اما باید قبول کرد که در دنیای جدید، خریدن یک دستگاه رایانه یا تبلت با توجه و نیازها و قابلیت‌های فرزندتان و نظارت بر فعالیت‌های کودکان به نفع او خواهد بود.
کافی است با اجرای این قوانین ساده با فرزندانتان در دنیای فناوری هم گام شوید و آن‌ها را راهنمایی کنید. تا ورود فرزندتان به پیش دبستانی منتظر بمانید اگر از آن دسته پدر و مادرهایی هستید که در خانه فرزند کنجکاو کوچک‌تر از سه سال دارید، بهتر است دور خرید تبلت یا لپ تاپ را خط بکشید.

کودکان در دو سال اول زندگی، جهان اطرافشان را فقط با درک واقعیت‌ها تجربه می‌کنند و هر یک دقیقه ای که وقت آن‌ها برای دیدن برنامه های تلویزیونی یا بازی‌های رایانه ای هدر می‌رود، از شناخت دنیای اطراف باز می‌مانند، از طرف دیگر نباید فراموش کنید، فرزند شما پیش از سن سه سالگی با کمک چشم، گوش، زبان و دست و پا دنیای اطرافش را می‌شناسد و با استفاده از مهارت‌های حرکتی و فعالیت رشد می‌کند، بنابراین رایانه وسیله مناسبی برای رشد و پیشرفت مهارت‌های کودکان در سه سال اول زندگی نیست.

3253_family.jpg

در واقع راه رفتن، صحبت کردن و بازی با گروه های همسال به رشد کودک در این سنین کمک می‌کند. بنابراین بهتر است خرید تبلت را به پس از برگزار کردن جشن تولد سه یا چهار سالگی اش موکول کنید چرا که با ورود کودک به دوره پیش دبستانی، می‌توانید از نرم افزارهای آموزشی برای کمک به رشد ذهنی فرزندتان و یادگیری بهتر کمک بگیرید و با کمک برنامه‌ها و سایت‌های مفید، کاربرد استفاده صحیح از کامپیوتر را از همان سال‌های اولیه زندگی به کودک خود آموزش دهید.

به او کمک کنید تا از طریق سایت‌های مختلف آموزشی مهارت زبان آموزی یا ارتباطات اجتماعی را بهتر بیاموزد ساعت کار با رایانه را محدود کنید فراموش نکنید مدیریت استفاده از رایانه بر عهده والدین است.بنابراین استفاده از بازی یا برنامه های کامپیوتری را به گونه ای برنامه ریزی کنید که در حضور دیگر اعضای خانواده انجام بگیرد.
در روز ساعت مشخصی را برای استفاده از برنامه‌ها یا جستجو در سایت‌های اینترنتی را در نظر بگیرید و در کنار آن انجام فعالیت‌هایی مانند کتاب‌خوانی یا گشت و گذار در موزه و پارک و ارتباط با دنیای واقعی را از یاد نبرید چرا که کودک با انجام این گونه فعالیت‌ها است که به تقویت مهارت‌های اجتماعی، زبان آموزی و رشد شناختی آن‌ها کمک می‌کند.
فراموش نکنید پدر و مادر و بزرگ‌ترهای خانه برای کوچک‌ترها الگو به حساب می‌آیند و باید ابعاد مفید استفاده از رایانه را به فرزندشان معرفی کنند.

استفاده صحیح از رایانه باعث می‌شود تا فرزند شما در یادگیری مهارت‌های غیر کلامی پیشرفت کند، و همچنین روش‌های حل مسئله را به خوبی خواهد آموخت و خلاقیت در او شکوفا می‌شود. محققان روان شناسی معتقدند، برای کودکان سه تا پنج سال کار با رایانه نباید بیش‌تر از نیم ساعت در روز به طول بینجامد و این مدت زمان برای پنج تا هفت ساله‌ها یک ساعت در روز توصیه می‌شود.

نوجوان‌ها هم بهتر است، بیش‌تر از دو ساعت وقت خود را صرف کار با رایانه نکنند. با این حال فراموش نکنید که ارتباط کودکان و نوجوانان با دنیای مجازی و کار با نرم افزارهای مختلف همان اندازه که مفید است می‌تواند آسیب زا باشد، بنابراین با تعیین محدوده زمانی و مشخص کردن سایت‌های مجاز برای فرزندتان آن‌ها را تحت نظارت خود قرار دهید.
به خاطر داشته باشید استفاده طولانی مدت از این نوع سیستم‌ها می‌تواند بر نحوه تعامل کودک با دنیای اطرافش تأثیر بگذارد و او را از برقرار کردن روابط عاطفی موثر با اعضای خانواده محروم سازد.

 

منبع: روزنامه ایران



ادامه مطلب


 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 مرداد 1394  توسط a.z

یادمان باشدکه به تعبیر روانشناسان علوم تربیتی ؛

هروقت کسی چیزی برایش مهم باشد ، در طول زندگی خود سه هزینه اساسی برای آن می پردازد:

اول فکرش را…

دوم وقتش را…

سوم پولش را…

حال اگر برای ما ، واقعا یاری رساندن به جبهه حق و برداشتن حتی یک سنگ از پیش پای مبارک امام عصر عجل الله تعالی فرجه در مسیر ظهور ، اهمیت دارد ، پس باید به این مسئله فکر کنیم، در این راه وقت بگذاریم و از مال و دارایی هایمان نیز در مسیر تحقق این هدف ارزشمند هزینه نماییم.

اینگونه است که چنین انسان مبارزی دیگر منتظر ابلاغ و دستور العمل نمی شود…

کسی که خودش را در این راه مسئول و مکلف می داند هرگز در پستوی خانه نمی نشیند تا کار به سراغش آید ، بلکه؛

خودش برای خود کار می تراشد…

سنگر مبارزه می سازد…

جبهه تشکیل می دهد…

همکار و همفکر تربیت می کند…

و راه جهاد و مبارزه را پیش می گیرد…

والله المعین….



ادامه مطلب


 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 مرداد 1394  توسط a.z

نماز جماعت

کاشکی همه این جوری باشیم...



ادامه مطلب


 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 27 مرداد 1394  توسط a.z

آخرین کتاب انیشتین / موضوع : نامه نگاری انیشتین با آیت الله العظمی بروجردی قدس سره

آلبرت اینشتین در رساله­ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­دهد و آن را کامل­ترین و معقول­ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ی اینشتین با آیت­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده­ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.

اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خو درا با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج­البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه­ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی (فوت 1371 ش) و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می­شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی­شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده­اند. از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می­کند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می­خورد و آن ظرف واژگون می­شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از معراج جسمانی باز می­گردند مشاهده می­کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه­ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می­نویسد....

همچنین اینشتین در این رساله "معاد جمسانی" را از راه فیزیکی اثبات می­کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون = عمل و عکس العمل .) او فرمول ریاضی "معاد جسمانی " را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می­داند: E=M.C2>>M=E:C2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.

اینیشتین در این کتاب همواره از آیت­ الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز"...

000/000/3 دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسور ابراهیم مهدوی (مقیم لندن) با کمک برخی از اعضاء شرکت­های اتومبیل بنز و فورد و .. از یک عتیقه­ دار یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه­ای چک شده و تأیید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. هم اکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی – توسط دکتر عیسی مهدوی (برادر دکتر ابراهیم مهدوی) و توأم با تحقیق و ارائه منابع مذکور در متن (توسط اینجانب) می­ باشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است . اصل نسخه این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن – بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی – سپرده شده و نگهداری می­شود. توضیحات بیشتر و شماره ثبت آن را برای اطلاع خوانندگان در آغاز برگزیده این کتابچه ارائه خواهیم داد.

گزده­ای از آخرین رساله اینشتین: (DIE ERKLA"RUNG دی ارکلرونگ = بیانیه) ترجمه: دکتر عیسی مهدوی، تحقیق و پیشگفتار و پاورقی: اسکندر جهانگیری

پیشگفتار

در اوائل سال 1382 شمسی (=2003م) پروفسور ابراهیم مهدوی ( تولد 1310 ش ) – مقیم لندن پس از سفری به آمریکا و آلمان و فرانسه و دیدار با برخی سرمایه­ داران شرکت اتومبیل سازی "فورد" در آمریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی از اعضاء آنها جهت کمک مالی برای خریداری این رساله گران­قیمت بالاخره موفق شدند قرار داد خرید آن را از یک عتیقه­ دار یهودی را به امضاء برسانند. بهای این رساله که تماماً به خط خود انیشتین می­باشد سه میلیون دلار تمام شد که به این ترتیب سرشکن شده پرداخت گردید:

1/000/000 $ BENZ به افتخار این که اینشتین آلمانی بود.

1/000/000 $ FORD به افتخار این که در آمریکا میزیست و نیز به افتخار جان . اف. کندی . رئیس جمهور آمریکا ( مقتول 1963 م ) که در این رساله بارها اینشتین از وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده آمریکا دانسته است حال آن که در 1954 م ( سال نگارش این اثر ) هنوز 7 سال به زمان انتخاب وی مانده بود! و این از پیشگویی­های اینشتین به شمار می­رود. نیز شاید سرنخ­هایی از معمای حیرت­انگیز ترور زنجیره­ای خاندان کندی در این رساله موجود باشد که بتوانیم دریابیم چرا کندی کشته شد؟ راز این معما کجاست؟ چرا خانواده او نیز قربانی شدند؟ و چرا ... ؟

500/000 $ : CONCORDE به افتخار جناب لاوازیه – مقتول 1794 م در انقلاب / یا شورش / فرانسه – و نیز قانون بقای ماده او که در این رساله بارها یاد شده است.

500/000 $: TITANICبه یاد بود کشته شدگان حادثه اندوهبار کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی (فوت 1955م) – کاشف پنیسیلین و از یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله – بخش­هایی که مربوط به اسرار علم پزشکی و زیست شناسی و داروشناسی آن می­شود.

شخصیت­های اصلی این رساله : آلبرت اینشتین (فوت مشکوک 1955 م) / الکساندر فلمینگ (فوت 1955م) آیت­الله العظمی سید حسین بروجردی (فوت 1961میلادی) / نیلز بور (بوهر) شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی که او نیز با اینشتین در نگارش این اثر همکاری می­کرد (فوت 1962م) / جان . اف . کندی ( مقتول 1963م) / علیرضا پهلوی ( مترجم و رابط ) (کشته شده بر اثر سقوط هواپیما توسط عناصر سازمان «کا. گ. ب» شوروی در 1954م (= 1333 ش – سال نگارش این رساله) / حمیدرضا پهلوی (مترجم و رابط فوت 1371 ش = 1992م ) که نیلز بور او را به اینشتین معرفی کرده و در آن زمان 22 ساله بود.

سؤالی که اینجا مطرح می­شود این است که چرا سه تاریخ مرگ ( 1954 – 1955 و باز 1955م ) و نیز سه تاریخ مرگ (1961 – 1962 – 1963 م ) دقیقاً پشت سر هم واقع شده؟ و چرا نویسنده (اینشتین) با همکار اصلی او در این نگارش (الکساندر فلمینگ) هر دو در یک سال (1955 م ) مرده­اند ؟ و چرا یکی از مترجمین و رابط­ها ( ع ... پ ... ) در همان سال نگارش راسله بر اثر سقوط هواپیما جان داده است؟ و باز چرا همین چند سال قبل دو فرزند مترجم و رابط دیگر (ح ... پ ... ) به نام­های بهزاد و نازک در سن جوانی به طرز مشکوکی در خارج از ایران مسموم شده و مرده­اند؟

و بالاخره چرا باید این رساله از چنین شخصیتی (اینشتین) حدود نیم قرن (!!) مخفی بماند و چرا "صندوق امانات سری انگلیس" به بهانه پرهیز از ایجاد "یک رولوشن (= انقلاب خطرناک مذهبی" اجازه تکثیر این اثر علمی – مذهبی را تحت هیچ شرایطی به ما نمی­دهد؟

سرآغاز متن کتاب، اولین عبارت کتابچه اینشتین / خطاب به آیت ­الله بروجردی این عبارت آلمانی است : Herzliche Gru``&e von Einstein هرتسلیش گروشس فن آینشتاین = با صمیمانه­ترین سلام­ها از اینشتین محضر شریف پیشوای جهان اسلام جناب سید حسین بروجردی. پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع 12 امامی (*1) را پذیرفته ام / که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس ( مارس) (*2) از سال 1954 ( *3*) است که من مقیم آمریکا و دور از وطن هستم.

به یاد دارید که آشنایی من با شما از ماه آگوست (اوت) (*4*) سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود ( *5) . خوب به یاد دارم که وقتی در 6 آوگوست 1945 آن مرد ناپاک پلید (*6*) اکتشاف فیزیکی من را – که کشف نیروی نهفته در اتم بود – همچون صاعقه­ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فرو ریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقتنامه­ای بین المللی به امضاء و تصویب جهانی برسانم.

گر چه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره آن آشنایی با شما مرد بزرگ بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمع­بندی این چهل نامه است / برای خوانندگان گرامی ( بعدی ) نیز می­نویسم همانگونه که آقای بروجردی – مقیم شهر قم / در ایران – می­دانند : من در آوگوست 1939 (*7) طی نامه­ای به روزولت – رئیس جمهور وقت آمریکا – او را از پیشرفت آلمان نازی – که در ابتدای جنگ جهانی دوم بود – در مسئله شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار و نابود کردن آنی برخی شهرها مطلع ساختم و اکیداً به او (روزولت ) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه جنایت امیز ... باید ابرقدرتی چون آمریکا – که به نظر من عاقل­ترین و ... خونسردترین ابرقدرت­های دنیای فعلی است – سریعاً گروهی را مأمور بررسی و تحقیق علمی – در شکافتن هسته اتم – بنماید و به سرعت باید بمب اتم را بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته – یعنی آدولف هیتلر نژآدپرست خوانخوار – آن (بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف حریف تمامی دنیا نمی­شود – حتماً متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار می­دهد. اما وقتی آمریکا ... آن را از قبل ساخته و اعلان نموده باشد یدگر امثال هیتلر دیوانه نمی­توانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز – که آغاز دوره پاپی وی برا مسیحیان کاتولیک جهان / از همان سال 1939 بود – فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیداً قید نمود که : هرگز نباید از این سلاح اتمی برای جنگ – حتی با خود نازی­های آلمان – استفاده شود سپس من نامه­ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان سید ابوالحسن (ابوالحسن اصفهانی – که مقیم نجف بودند – نوشتم / ایشان نیز در جواب گفتند که : از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانی­ها بهراسند و دست به حمله اتمی به هیچ کشوری نزنند . ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از آن – به نحو ابتدایی – استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی باز تأکید می­کنم . تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با اسلحه متعارف با آلمان نازی مقابله کرد"

آری ! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود . به حکم چنین بزرگ­مردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین) ناچار بودم که روولت را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم و این اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد / اما افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه دیگر (*6 افتاد و توصیه­های من و روزولت را از یاد برده / دچار وسوسه شیطانی شد و در حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در 6 اوگوست 1945 که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی در حال استقرار بود – این بمب خطرزا را در هیروشیما فرو افکند !! بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت و به زمین نرسیده در آسمان شهر منفجر و شهری را مبدل به خاکستر کرد !! احساس می­کنم که هر گاه به یاد این حادثه می­افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته می­شود و پیرتر می­شوم!! و من همان طور که در جنگ اول جهانی بین سال­های 1914 – 1918 در صدد ارائه طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم / در این 6 سال سیاه جنگ دوم 1939 – 1918 نیز دائماً در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم / باز هم نتیجه نگرفتم!! گویا شکافتن هسته اتم بسیار آسان­تر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا (!) سرسخت­ترین موجودات جهان است !! ... و در مقیاس­های کوچک­تر نیز همواره ناکام بوده­ام / هنگامی که ورزش­ های رزمی از جمله کاراته / جودو/ و کنگ فو و مانند این چیزها {...} از شرق وحشی بی­تمدن و خرچنگ خوار – یعنی چین و ژاپن و کره – به وسیله اروپا و آمریکا آمد / من از جمله مخالفان این گونه ورزشها بودم و تأکید می­کردم که چنین آداب و رسول وحشیانه­ای خشونت را در جامعه رواج می­دهد ... ولی همه مانند دیوار گچی (!) به من نگاه کردند و هیچ نگفتند و چنان که خود حضرتعالی (= آقای بروجردی برای من در جواب نامه ((ایکس – 25)) مرقوم فرموده­اید // در اسلام ... حتی کندن یک مو یا ایجاد یک خراش سطحی و یا حتی اندک ناراحت ساختن یک انسان – غیر مجاز و ممنوع است !!// . آری ! سیاست فقط فکر لحظه­های هیجان­آور را در سر می­آورد / حال آن که این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج و عواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می­آورد!! و اکنون ای جناب ... بروجردی، ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان بسیار از شما سپاسگزارم که در 1952 در پی مرگ (وایتسمن) – رئیس جمهور وقت اسرائیل هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که / آیا ریاست جمهوری اسرائیل را – که رسماً و علناً به من (اینشتین) پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده و مهاجر از وطن می­دانستند – بپذیرم؟ / خود در جواب نامه ((ایکس – 32)) فرمودید: انسان خداترس و خردمند چنین پیشنهادی را هرگز نمی­پذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است . پس شما خود را آلوده سیاست نکنید" لذا من (اینیشتن) نیز به بهانه اشتغالات علمی / این پیشنهاد را رد کردم.



ادامه مطلب


 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 26 مرداد 1394  توسط a.z

فرازها و جملات متعددى از حسين بن على عليه السلام نقل شده است كه بيانگر شجاعت ، شهامت و استقامت اهل بيت و ياران آن حضرت و گوياى صداقت و بالاترين مرحله وفادارى آنان به آيين اسلام ، قرآن و مقام ولايت است .

در يك كلمه ، اين جملات و فرازها (پيام شجاعت ) ياران فرزند رسول خدا صل الله عليه و آله و سلم از زبان آن حضرت و بيانگر استقامت و پايدارى آنان در كلام پنجمين فرد از (اصحاب كساء ) است . و هر يك از اين جملات ، مدال افتخارى است كه در صفحه تاريخ تاواپسين روز، بر سينه آنان و در روز قيامت در سيمايشان خواهد درخشيد، خداوند در توصيف اهل ايمان مى فرمايد:

يوم ترى المومنين و المومنات يسعى نورهم بين ايديهم و بايمانهم بشراكم اليوم جنات تجرى من تحتهاالانهار خالدين فيها ذلك هو الفوز العظيم .(93)

( (اين پاداش بزرگ ) در روزى است كه مردان و زنان با ايمان را مى نگرى كه نورشان پيش رو و در سمت راستشان به سرعت حركت مى كند (و مى نگرى كه نورشان پيش رو و در سمت راستشان به سرعت حركت مى كند ( و به آنها مى گويند:) بشارت باد بر شما امروز به باغهايى از بهشت كه نهرها زير (درختان ) آن جارى است ؛ جاودانه در آن خواهيد ماند! و اين همان رستگارى بزرگ است ).

مناسب است مطلبى را كه (ابن الحديد ) در همين زمينه نقل نموده ، در اينجا بياوريم :

او مى گويد به يك نفر از لشكريان عمر سعد كه در جنگ با حسين بن على عليه السلام شركت كرده بود، گفتند واى بر شما كه فرزندان پيامبر خدا صل الله عليه و آله و سلم را كشتيد! آن شخص پاسخ داد:

عضضت بالجندل ، انك لو شهدت ما شهدنا لفعلت ما فعلنا، ثارت علينا عصابة ايديها فى مقابض سيوفها كالا سود الضارية ، تحطم الفرسان يمينا و شمالا، و تلقى انفسها على الموت ، لا تقبل الامان ، و لا ترغب فى المال ، و لا يحول حائل بينها و بين الورود على حياض المنية او الاستيلاء على الملك ، فلو كففنا عنها رويدا لاتت على نفوس العسكر بحذافيرها، فما كنا فاعلين ، لا ام لك .

(دهانت بشكند! آنچه را كه ما ديديم اگر تو نيز مى ديدى ، كارى را مى كردى كه ما انجام داديم ؛ زيرا گروهى را در مقابل خود ديديم كه دست در قبضه شمشيرشان مانند شيران غرنده در حالى كه شجاعان لشكر را از چپ و راست در هم مى شكستند به سوى مرگ مى شتافتند، نه از كسى قبول امام مى كردند و نه به مال دنيا ميل و رغبت مى نمودند. آخرين خواسته آنان اين بود: يا مرگ يا پيروزى ، اگر كمى فرصت مى داديم از لشكر ما يك نفر زنده نمى گذاشتند، با اين شرايط چه مى توانستيم بكنيم ، مادرت به عزايت بنشيند؟! ).

اينكه اين پيامها:

من كان فينا باذلا مهجته موطنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا، راحل مصبحا ان شاء الله .(94)

(هر يك از شما حاضر است در راه ما از خون خود در گذرد و براى لقاى خدا (شهادت ) نثار جان كند، آماده حركت با ما باشد كه ان شاءالله من فردا صبح حركت خواهم نمود ).

اين فراز آخرين جمله سخنرانى حسين بن على عليه السلام است كه شب هشتم ذيحجه سال شصت در مكه ايراد و روز هشتم به سوى عراق حركت نمود.

اما بعد، فانى لا اعلم اصحابا اولى و لا خيرا من اصحابى ، و لا اهل بيت ابر و لا اوصل من اهل بيتى ، فجزاكم الله عنى جميعا خيرا .(95)

(اما بعد، من اصحاب و يارانى بهتر از ياران خود نديده ام و نه اهل بيتى باوفاتر و صديق تر از اهل بيتم . خداوند به همه شما در حمايت از من پاداش نيكو بدهد ).

اين جمله از فرازهاى سخنرانى حسين بن على عليه السلام در شب عاشورا است كه خطاب به اهل بيت و اصحابش ايراد فرمود.

و الله ! لقد بلوتهم فما وجدت فيهم الا الاشوس ‍ الافعس ، يستاتنسون بالمنية دونى استيناس الطفل الى محالب امه .(96)

(به خدا سوگند! آنان (اصحابم ) از آزمودم و نديدم آنان را مگر دلاور و غرنده (شيروار) و با صلابت و استوار (كوهوار) كه به كشته شدن در كنار من چنان مشتاقتند مانند اشتياق طفل شير خوار به پستان مادرش ).

امام عليه السلام اين جمله را شب عاشورا در پاسخ زينب كبرا عليهما السلام فرمود، آنگاه كه سؤ ال كرد از برادر! آيا ياران خود را آزموده اى و به نيت آنان پى برده اى ؟! مبادا در موقع سختى ، دست از تو بردارند و در ميان دشمن ، تو را تنها بگذارند.

جزاكما الله يا ابنى اخى بوجد كما من ذلك و مواساتكما اياى بانفسكا احسن جزاء المتقين .(97)

(اى فرزند برادران من ! خداوند در مقابل اين احساس وظيفه و نصرت و يارى كه نسبت به من انجام داده ايد، بهترين پاداش متقين را بر شما عنايت كند ).

حسين بن على عليه السلام اين جمله تشكرآميز را خطاب به (سيف ) و (مالك ) كه دو پسر عمو بودند، ايراد فرمود، آنگاه كه ديد گريه مى كنند و آن حضرت چون علت گريه آنان را سؤ ال فرمود، پاسخ دادند:

(به خدا سوگند! نه از ترس جان خودمان بلكه براى تنهايى شما گريه مى كنيم در حالى كه مى بينيم ما يك جان بيشتر نداريم . و بجز يكبار كشته شدن كارى از ما ساخته نيست ).

الا انى زاحف بهذه الاسرة على قلة العدد و خذلان الناصر .(98)

(آگاه باشيد كه من با همين گروه كم از يارانم و با عقب نشستن كسانى كه انتظار يارى و كمك از آنان مى رفت ، به سوى جهاد در راه خدا خواهم رفت ).

امام عليه السلام اين جمله را كه دليل بر استقامت و پايدارى يك گروه با تعداد كم ولى داراءى ايمان ثابت است ، در دومين سخنرانى خود در روز عاشورا ايراد فرمود.

انت الحر كما سمتك امك ، و انت الحر فى الدنيا و الاخرة .(99)

(تو آزاد مرد هستى همانگونه كه مادرت تو را (حر ) ناميده است و تو آزاد مردى در دنيا و در آخرت ).

امام عليه السلام آنگاه كه در كنار پيكر خون آلود (حر ) نشست و خون از سر و صورت او پاك مى نمود، اين جمله را - كه مدال افتخارى است در سينه او - ايراد فرمود.



ادامه مطلب


 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 آبان 1393  توسط a.z

السلام عليك يا رسول الله انا الحسين بن فاطمة فرخك و ابن فرختك و سبطك الذى خلقتنى فى امتك (8)

(سلام بر تو يا رسول الله ! من حسين ، فرزند فاطمه و پرورش يافته آغوش تو و آغوش دخترت هستم كه براى هدايت جامعه ، جانشين خود قرار داده اى ).

اين جمله از فرازهاى اولين زيارتى است كه حسين بن على (عليه السلام ) پس از آنكه تصميم گرفت از مدينه به سوى مكه حركت كند، قبر جدش رسول خدا را زيارت و در موضوع مهمى كه به عنوان وظيفه مبارزه با يزيد بر او متوجه گرديده است ، از آن حضرت استمداد كند.

اللهم هذا قبر نبيك محمد (صل الله عليه و آله ) و انا ابن بنت نبيك و قد حضرنى من الامر ما قد علمت (9) .

( خدايا! اين قبر پيامبر تو محمد است و من فرزند دختر پيامبر تو هستم اينكه براى من امرى رخ داده است كه خودت از آن آگاهى ).

و اين فراز از زيارت دوم آن حضرت ، در آستانه حركت از مدينه مى باشد.

فانا الحسين بن على و ابن فاطمة بنت رسول الله ... (10)

((مردم !) من حسين فرزند على و فرزند فاطمه ، دختر پيامبر خدا هستم .)

اين معرفى ، جزء فرازهايى از سخنرانى آن حضرت در منزل (بيضه )(11) است كه متن مشروح آن در كتاب (سخنان حسين بن على ) آورده ايم .

ايها الناس ! انسبونى من انا، ثم ارجعوا الى انفسكم و عاتبوها، وانظروا اهل يحل قتلى و انتهاك حرمتى ، الست ابن بنت نبيكم وابن وصيه وابن عمه و اول المؤ منين بالله و المصدق لرسوله بما جاء من عند ربه ، اوليس حمزة سيدالشهداء عم ابى ؟ اوليس جعفر الطيار عمى ، اولم يبلغكم قول رسول الله لى ولاخى : هذان سيد شباب اهل الجنة ...؟ (12)

(اى مردم ! نسب مرا بگوييد كه من چه كسى هستم ، پس به خود آييد و خويشتن را ملامت كنيد و ببينيد آيا كشتن من و درهم شكستن حرمت حريم من براى شما روا و جايز است ؟ و آيا من فرزند دختر پيامبر شما نيستم ؟ و آيا من فرزند وصى و پسر عم پيامبر شما و فرزند اولين كسى كه ايمان آورد، نيستم ؟ و آيا من فرزند اولين كسى كه رسالت پيامبر را تصديق نمود، نيستم ؟ آيا حمزه سيدالشهداء عموى پدر من نيست ؟ آيا جعفر طيار عموى من نيست ؟ آيا گفتار رسول خدا را شنيده ايد كه درباره من و برادرم فرمود: اين دو، سرور جوانان بهشتند...).

افتشكون انى اين بنت نبيكم ، فوالله ما بين المشرق و المغرب ابن بنت نبى غيرى فيكم ولا فى غيركم (13)

(اى مردم ! آيا در اين واقعيت شك داريد كه من فرزند دختر پيامبر شما هستم ؟ به خدا سوگند! نه در ميان مشرق و مغرب و نه در ميان شما و غير شما، فرزند پيامبرى بجز من وجود ندارد).

اين دو فراز، از جمله فرازهاى اولين سخنرانى مشروح حسين بن على (عليه السلام ) است كه در روز عاشورا ايراد فرموده است .

فلعمرى ما الامام الا العامل بالكتاب و الآخذ بالقسط والداين بالحق والحابس نفسه على ذات الله (14)

(به جانم سوگند! امام به حق و پيشواى راستين كسى است كه به كتاب خدا عمل كند و راه عدل را پيشه خود سازد و ملازم حق بوده و وجود خويش را وقف و فداى فرمان خدا كند).

اين جمله را حسين بن على (عليه السلام ) در ضمن نامه اى كه در پاسخ نامه ها درخواستهاى مكرر مردم كوفه نگاشت و به وسيله مسلم بن عقيل ارسال داشت ، مرقوم فرموده است و در ضمن ، خودش را با اين اوصاف معرفى نموده است .

امام دعا الى هدى فاءجابوا اليه ، و امام دعا الى ضلالة فاءجابوا اليها، هؤ لاء فى الجنة و هؤ لاء فى النار (15)

(امام ، رهبرى هست كه مردم را به راه درست و به سوى سعادت و خوشبختى مى خواند و گروهى بدو پاسخ مثبت مى دهند و از او پيروى مى كنند و پيشوا و رهبر ديگرى هم هست كه به سوى ضلالت و بدبختى مى خواند، گروهى هم از وى پيروى مى كنند، آنان در بهشتند و اينان در دوزخ ).

امام (عليه السلام ) اين جمله را در منزل (ثعلبيه ) در پاسخ شخصى فرمود كه تفسير اين آيه شريفه را سؤ ال نمود: (يوم ندعوا كل اناس بامامهم ...)(16)

توضيح : بايد توجه داشت گرچه پاسخ در اين دو فراز اخير، كلى است و در آنها شرايط رهبر واقعى كه عمل كردن به دستورهاى قرآن و اجراى قسط و عدالت در جامعه و فدا شدن در راه خدا مطرح گرديده و همچنين از دو نوع پيشوا؛ پيشواى هدايت و پيشواى ضلالت ، سخن رفته است ولى در شرايط آن روز، مصداق اين امام و رهبر با چنين شرايط و كسى كه در مقابله پيشوايان ضلالت ، رهبرى صحيح جامعه را به عهده بگيرد بجز آن حضرت نبوده است و اين دو فراز، در واقع معرفى حسين بن على (عليه السلام )است با بيان كلى .



ادامه مطلب


 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 13 آبان 1393  توسط a.z
(تعداد کل صفحات:4)      1   2   3   4  
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است | طراحي : mazloum.ir
  • راسخون
  • حسین قیاسی سیس